گردونه
اجتماعی
امروز براتون یه مطلب جالب گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد!! یه سری اسامی قدیمی و تاریخیه که شاید تا حالا نشنیده باشین!! نام اصلی ضحاک:از هراک لقب ضحاک ماردوش:مارسا نام پدر ضحاک:مرداس نام دیگر اژی دهاک:بیو راسب نام دو پسر داریوش:ابراکام و ارسام نام پدر زن داریوش:ارتان نام زن داریوش:پارمین نام زن داریوش دوم:پریزاد نام برادر داریوش بزرگ:آرتان نام جد داریوش بزرگ:آرشام نام یکی از قاتلان بردیا دروغین:انافاس نام پدر انافاس:ارتامن نام یکی از داوران بنی اسرائیل که حدود 7سال داوری کرد:ابزان نام حکیمی که مادر عذرا معشوقه وامق با او ازدواج کرد:اذر توس نام مردی که عذرا معشوقه وامق را فروخت:دانوش نام پسر کوچک کوروش که کمبوجیه پنهانی او را کشت:بردیا چون مطلبش زیاد بود تو ادامه مطلب بقیه شو بخونید!! مرسی! زندگی نساز ,ان را بساز. (زرتشت) (لرد بایرون) زن از دیدگاه دکتر علی شریعتی: زن عشق میکارد و کینه درو میکند. او میزاید و تو برایش نام انتخاب میکنی. او درد میکشد و تو نگران از ایتکه بچه دختر باشد. او بی خوابی میکشد و تو خواب حوریان بهشتی میبینی. او مادر میشود و همه جا میپرسند:نام پدر؟ اگر اسمان بخاطر از دست دادن ماه بگرید ستاره هایش را نیز از دست خواهد داد. فلسفه ی احکام الهی حکمت 252 ترجمه ی مرحوم دشتی و درود خدا بر او فرمود:خدا "ایمان"را برای پاک سازی دل از شرک, و "نماز"را برای پاک بودن از کبر و خودپسندی,و "زکات"را عامل فزونی روزی و "روزه" را برای آزمودن اخلاص بندگان ,و "حج"را برای نزدیکی و همبستگی مسلمانان و "جهاد"را برای عزت اسلام و"امر به معروف" را برای اصلاح توده های نا اگاه و "نهی از منکر"را برای بازداشتن بی خردان از زشتی ها, و "صله رحم" را برای فراوانی خویشاوندان و "قصاص"را برای پاسداری از خونها و اجرای"حدود"را برای بزرگداشت محرمات الهی و ترک"می گساری"را برای سلامت عقل و دوری از "دزدی"را برای تحقق عفت و ترک "زنا"را برای سلامت نسل آدمی و ترک"لواط"را برای فزونی فرزندان و "گواهی دادن"را برای به دست اوردن حقوق انکار شده و ترک "دروغ"را برای حرمت نگه داشتن راستی و"سلام کردن"را برای امنیت از ترسها و "امامت"را برای سازمان یافتن امور امت و "فرمان برداری از امام"را برای بزرگداشت مقام رهبری واجب کرد. بعضی از آدمها فکر می کنند چگونه آفریده شده اند که به خودشان اجازه می دهند هرکاری را طبق میل خود انجام دهند!! بدون اینکه توجهی به اطرافیانشان داشته باشند , مگر غیر از این است که همه افریده ی خداییم و او به طور یکسان , روح خود را در ما دمیده؟!و همه ساکن یک زمین هستیم؟! پس چطور به خودشان حق می دهند دیگران را نادیده بگیرند , گویی که شیشه در زندگی شان معنایی ندارد و فقط آیینه را می شناسند در حالی که برای بقای زندگی نیاز است که در اجتماع باشیم و لازمه اش ارتباط برقرار کردن با افراد مختلف و با عقاید مختلف است.پس به جای اینکه همیشه در پی تغییر رفتار دیگران بر طبق میل خود باشیم کمی هم خود را , هم رنگ جماعت کنیم. همه از خداییم و به خدا باز می گردیم پس طوری عمل کنیم که صاحب اصلی مان راضی باشد نه با تظاهر و خودنمایی نام خود را برای دیگران پر آوازه کنیم.امیدوارم روزی برسد که: "به همدیگر بی احترامی نکنیم" ترانه ای آماده کرده ام شاید حرف شما هم باشد. رفتم دم عطاری گفتم که شادی داری؟ گفت شادیمون تمومه غصه و غم ارزونه گفتم به میوه فروش سیب و گلابی فروش از میوه ی محبت یکم بذار تو پاکت گفت محبت سرابه این میوه ها خرابه با ساکی که بود خالی رسیدم به نونوایی گفتم به شاگرد نونوا تو نون میدی یا اوستا؟ گفت بیخیال اوستا هرچی می خوای بفرما گفتم که نون غیرت با آردی از شهامت گفت که کجای کاری این آرد جاشه انباری از اونجا که گذشتم کنار جوب نشستم دیدم یه دست دیگر دستهای یک کوزه گر میریزه آب توی خاک میسازه جای گلاب وقتی که حالمو دید اخمو از ابروهاش چید گفت که تو مهربون باش با همه هم زبون باش چون که تو هستی از خاک بازم میری زیر خاک خدا کنه توی خاک باشیم یه مشت خاک پاک گرداننده ی زندگی تو گردونه ی زندگیم که نگاه می کنم فقط یکی رو می بینم, کسی که منو گذاشته وسط و داره دورم می چرخه. کسی که خیلی دوستم داره احساس خوشبختی می کنم وقتی که تو دلم داد می زنم: "خدای من دوستت دارم" دلم می خواد اوای ذهنم به گوش همه برسه , برای رسیدن به خدا تلاش نیاز نیست هرچه عاشق تر به خدا نزدیک تر!
| Design By : Night Skin |

